مهرت بجان خریدم مهرم بریده رفتی
مهرت بجان خریدم مهرم بریده رفتی
از باغِ دل روانه یک گل نچیده رفتی
با نیشِ تلخِ لبها دل داده سوی میدان
در بزمِ عشق و شادی وقتِ سپیده رفتی
رفتی به بزمِ پوچی بر گِردِ شوره زاران
از دشتِِ پُر شَمیمِ شیدا رمیده رفتی
پایت نشسته بر گِل در برکه ی خیالت
آنجا که حرف عشقم شب ناشنیده رفتی
می سوزم از نگاهِ بی تو نبودن امّا
افزون به جان هیاهو غم راخریده رفتی
درکوچه های بن بست گشتم ولی نبودی
بودم در انتظارت از قد خمیده رفتی
یادت همیشه بر جان نقشِ نگینِ شبها
از باغِ دل روانه یک گل نچیده رفتی
با نیشِ تلخِ لبها دل داده سوی میدان
در بزمِ عشق و شادی وقتِ سپیده رفتی
رفتی به بزمِ پوچی بر گِردِ شوره زاران
از دشتِِ پُر شَمیمِ شیدا رمیده رفتی
پایت نشسته بر گِل در برکه ی خیالت
آنجا که حرف عشقم شب ناشنیده رفتی
می سوزم از نگاهِ بی تو نبودن امّا
افزون به جان هیاهو غم راخریده رفتی
درکوچه های بن بست گشتم ولی نبودی
بودم در انتظارت از قد خمیده رفتی
یادت همیشه بر جان نقشِ نگینِ شبها
- ۵.۵k
- ۱۴ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط