{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفت فراموشم کن

گفت فراموشم کن
من در هیچ خیابانی با تو قدم نزدم!..

زبانم بند آمد که بگویم
قدم نزدم
ولی در تمامِ کوچه های این شهر
به تو فکر کردم...
دیدگاه ها (۲)

یادت باشد ! هیچکساز تنهایی نمی میرد ؛فقط حرف آمدنکه می شود ا...

یا کنج قفس یا مرگ،این بختِ کبوترهاست!دنیا پل باریکیبین بد و ...

#فرشته آسمانی

...

وقتی که تمام مردم شهربه خواب می روندمن در کوچه هاتو را قدم م...

محبوب من اسم شما را صدا کردمباران چنان گرفت که اسم شما در کو...

چه فکر خنک و زیبایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط