{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حسرت وصل تو دل سوخته بگریست

در حسرت وصل تو دل سوخته بگریست
آبش چو کم آمد مددش خون جگر کرد😔 😳
دیدگاه ها (۱)

رنجورم و با تاب و توانی که ندارم دلتنگ توام، ای تو همانی که ...

تو سیه چشم چو آئی به تماشای چمننگذاری به ‌کسی چشم تماشای دگر...

زینب چو حال سخت حسن را نظاره کرد😭🏴دامان ز اشک و خون جگر پر س...

مکن ای دل که عشق کار تو نیستبار خود را ببر که بار تو نیستمرد...

بر سر آتش تو سوختم و دود نکردآب بر آتش تو ریختم و سود نکردآز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط