{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ورق بزن

ورق بزن
خاطرات خاک گرفته‌ات را

شاید غبارش به سرفه بیندازد احساست را...!!

#ارس_آرامی
دیدگاه ها (۱)

بر در دل ناشناسی حلقه زد، گفتم که باشی؟گفت در بگشا امیدم، عا...

شعر من سخت صریح است ولی تو انگارساکن کوچه ی مشهور علی چپ هست...

هرچه به خواب هایم می‌گویمتو دگر نیستیولی باز تو را می‌بینند....

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

{خاطرات یک داروساز = خاطرات یک عطار}°«جینشی»«مائومائو»°(مردم...

در تنِ فکرهای هرشبه‌امباز هم جای خالی‌اش، خالی‌ست..شاید تَصو...

[کوسوریا = خاطرات یک داروساز]•{بانوی سفید}•«این کاراکتری جدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط