{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرم آن روز

خرم آن روز
که بازآیی و
سعدی گوید:

آمدی؟
وه که چه مشتاق و
پریشان بودم..!
دیدگاه ها (۱)

رفتم به او بگویم من عاشقت شدم را لرزیدم از نگاهش ، گفتم عجب ...

مرگ من در کف تو ، زندگی ام در کف توستتا کجایم بکشانی که عنان...

تو رو در روی من هستی به کنج خلوت کافهبگویم دوسـتت دارم! تو ا...

دعای بی وجودی بوددرونم داشت میلرزیدخودم را خوب سنجیدمبدون تو...

🌱🍒آمدی وَه که چه مُشتاق و پریشان بودمتا بِرفتی ز بَرم،صورت ب...

خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیییا به بستان به در حجره من ...

خرّم آن روز کز این منزلِ ویران بروم‌🌸💚#گل❀#کنج‌خیال♡

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط