{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خرم آن روز

خرم آن روز
که بازآیی و
سعدی گوید:

آمدی؟
وه که چه مشتاق و
پریشان بودم..!
دیدگاه ها (۱)

رفتم به او بگویم من عاشقت شدم را لرزیدم از نگاهش ، گفتم عجب ...

مرگ من در کف تو ، زندگی ام در کف توستتا کجایم بکشانی که عنان...

تو رو در روی من هستی به کنج خلوت کافهبگویم دوسـتت دارم! تو ا...

دعای بی وجودی بوددرونم داشت میلرزیدخودم را خوب سنجیدمبدون تو...

🚩 خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد...💔 آرزومند نگاری به نگا...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

رهبر.شهیدمان.آقاجان بدرقه حضرت ماه...🖤🖤خرم آن لحظه که مشتاق ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط