زمن در دفتر خاطراتش

زمين در دفتر خاطراتش
نام روزهایے كہ حالش خوب بود
را بهار گذاشت ...!

#بهارانه🌼🌱



بهار،
همه چیزش با تابستان،
با زمستان
و با پاییز فرق دارد.

حق است که بهار را
یک آغاز پُر شکوه بدانیم،
نه تنها به دلیل رویشی خیره کننده،

امروز، بوته ی سبز روشن،
فردا غرقِ صورتیِ گلِ محمدی،

امروز، یاسِ بسته‌ی خاموش،
فردا سیلابِ نوازنده‌ی عطر.

نه فقط به دلیل این رویش خیره کننده، بل به علت حسی از خواستن، طلبیدن، عاشق‌شدن، بالا پریدن، فریاد کشیدن، خندیدن، شکوفه‌کردن، باز شدنِ روح.

بهار،
بیش از آنکه حادثه‌ای در طبیعت باشد،
حادثه ایست در قلب آدمی.

و پیش از آنکه در طبیعت،
محسوس باشد،
در حسی انسانی وقوع می یابد.

این در بهاران گل نیست که باز می‌شود، گره‌های روح انسان است.......


‏یک عاشقانه‌ی آرام
#نادر_ابراهیمی
#بوقت_فروردین


#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
دیدگاه ها (۰)

#طـو..همان شیرینی عیددوران کودکی هستیکه میگذاشتند بالای کمد!...

‌-كيّف حالك؟+مُتهالك، مثل جُدران قديمّة... -حالت چطوره؟+فرسو...

کاش می‌شد عطر موهایِ #طو را در شیشه‌ای ،مثل هِل یا پونه یا ن...

#خاطره، چیز عجیبی‌ست؛ گاهی مثل شعبده‌بازها از کلاهش، عکس‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط