{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

📸 ‏شهید مهدی ‎باکری، از منطقه آمد. خیلی خسته بود. یک قوطی

📸 ‏شهید مهدی ‎باکری، از منطقه آمد. خیلی خسته بود. یک قوطی کمپوت برای او باز کردند. کمپوت را نزدیک دهانش برد. یک لحظه مکث کرد و به فکر فرو رفت. قوطی کمپوت را زمین گذاشت و پرسید: آیا به کل لشکر کمپوت داده‌اید؟ گفتند: خیر. گفت: هر وقت به کل لشکر کمپوت دادید، من هم میخورم.
دیدگاه ها (۳)

#درمان_بیماری_باصدقهاین‌روزها درمان بیماری بیشتر از هر چیز د...

😂 از روسری فتوشاپی "نانسی پلوسی" تا روسری واقعی "ایوانکا ترا...

✍ ️ چرا با وجود انبوه تلاش‎های مرسوم فرهنگی، نظیر چاپ کتاب،...

🎀 🍃 #زیــنـبـیــــون🍃 🎀 دو چیز انسان را نابود میکند👈 مشغول ...

فرزند تاج و تخت-پارت- اضافه

~LIKE THE DAY THAT I MET YOU~~هماننده روزی که تو را ملاقات ک...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۵-چطور گذشت؟+چی؟-موقعی که رفتی…چطور گذش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط