رییس مافیایی من
رییس مافیایی من⛓🖤❤️🔥
#پارت۳
چطوری ا/ ت سگه بهش گفتم که
ا/ت : الی صبح به این زودی زنگ زدی که اینو بگی یا حالمو بپرسیدختر؟
الی: ا/ ت اسکل بیا بریم بیرون از رییس مرخصی گرفتم باهم بریم بیرون
ا/ت : وااای الی ولم کن حال ندارم ایییش💔
ناراحت گوشی رو قعط کرد منم چونحالم خوب نبود به خودم گفتم که
ذهن ا/ت: اههه اصلا به من چه میخواست مرخصی نگیره ایییش
گرفتم خوابیدم یعنی میشه گفتش که نخوابیدم فقط چشمام رو بستم بعد با خودم گفتم که بهتره زنگ بزنم بهش و از دلش دربیارم باهاش تماس گرفتم
الی: هان چته چی شده چی میخوای
ا/ت : دختر صبر کن حرف بزنم ،🤣 میخواستم بگم ببخشید
الی: نه به اون حرفات نه به این ببخشید گفتنات
ا/ت: ببخشید دیگه بیا بریم بیرون
الی: باشه بیا بریم
ا/ت : برم حاضر شم
رفتم آماده شدم که برم خونشون رفتم پایین که تاکسی بگیرم برم دمخونشون که یهو دیدم....
ادامه دارد...
#پارت۳
چطوری ا/ ت سگه بهش گفتم که
ا/ت : الی صبح به این زودی زنگ زدی که اینو بگی یا حالمو بپرسیدختر؟
الی: ا/ ت اسکل بیا بریم بیرون از رییس مرخصی گرفتم باهم بریم بیرون
ا/ت : وااای الی ولم کن حال ندارم ایییش💔
ناراحت گوشی رو قعط کرد منم چونحالم خوب نبود به خودم گفتم که
ذهن ا/ت: اههه اصلا به من چه میخواست مرخصی نگیره ایییش
گرفتم خوابیدم یعنی میشه گفتش که نخوابیدم فقط چشمام رو بستم بعد با خودم گفتم که بهتره زنگ بزنم بهش و از دلش دربیارم باهاش تماس گرفتم
الی: هان چته چی شده چی میخوای
ا/ت : دختر صبر کن حرف بزنم ،🤣 میخواستم بگم ببخشید
الی: نه به اون حرفات نه به این ببخشید گفتنات
ا/ت: ببخشید دیگه بیا بریم بیرون
الی: باشه بیا بریم
ا/ت : برم حاضر شم
رفتم آماده شدم که برم خونشون رفتم پایین که تاکسی بگیرم برم دمخونشون که یهو دیدم....
ادامه دارد...
- ۱۸۷
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط