{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم فکر میکردم چقدر آدمهای امن خوبند

داشتم فکر می‌کردم چقدر آدمهای امن خوبند..
آدم هایی که رازدارند. آن‌هایی که می‌توانی کنارشان خودت باشی و تمام روحت را عریان کنی. از همه‌چیز بی‌واهمه حرف بزنی، بدون هراسی از قضاوت شدن. آدم‌هایی که نه با لبها که با چشمها و روحشان لبخند می‌زنند. بدون این که زیاد بدانند، اعتماد می‌کنند و شاید خودشان هم هرگز ندانند در کدام روز سختت به تو رسیده‌اند و چطور خورشید شده‌اند وسط همه تاریکی های دلت. چقدر خورشیدها خوبند، چقدر بی‌منت و چقدر خوش‌بو و چقدر بوسیدنی و چقدر خواستنی‌اند.
مهربانی هایی که انگار نهرهای بهشتند روی آتش تنهایی. درد و دریغ که کمند. بسیار کم...
-حمید سلیمی
دیدگاه ها (۵)

زندگی لنگر می خواهد.چیزی که آدم را سر جایش نگه دارد،چیزی که ...

مثل رود باشزلال و جاری و بدون چشمداشتمثل آفتاب باش کهاگه خوا...

راز آرامش در رها کردن ذهناز نگرانی هاست قدرت بالاتری از تو و...

خوشبختی هیچ ربطی به ثروت نداره!آدماى مثبت، هرجا باشن و با هر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط