{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد و در دلِ من موجِ تلاطم شد و رفت

آمد و در دلِ من موجِ تلاطم شد و رفت
او که با آمدنش سایه ی غم گم شد و رفت
ضربانِ قدمش از دلِ من پَرده درید
شرحِ رسواییِ من قصّه ی مردم شد و رفت
واپسین لحظه که چشمم به نگاهش افتاد
آخرین خاطره شد همچو توهّم شد و رفت
پس از او مانده در اندیشه ی اینم دائم
که چرا عشقِ دو دلداده تخاصم شد و رفت!؟
"کارم از گریه گذشتست بدان می خندم"
که میانِ من و او سوء تفاهم شد و رفت
دیدگاه ها (۴۲)

تعبیر من از عشق ،،، کمی از تو جدا استمن در نظرم عشق ، همان ل...

خط می کشید روی تمام سؤال هاتعریف ها؛ معادله ها؛ احتمال هاخط ...

غمگینم از نگاهت، بی مهریِ کلامتخوردم به کوهی از یخ از سردیِ ...

دوباره حنجره‌ها، ناله‌ها، شکستن‌هادوباره چشم ز هر بدقواره بس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط