{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهوه‌ای موها و

قهوه‌ای موها و
شرابی لب‌هایم
برای این شب‌نشینی کافی‌ست
حالا فقط مانده
باد بیاید
حواس روسری‌ام را پرت کند و
پیراهنم را به بازی بگیرد
تا تو
شعر تازه‌ات را
کامل کنی..
دیدگاه ها (۱۵)

تو همان اتفاقی هستیکه باید بیفتد...چه روزی بهتر از #شنبه...؟

موجیم و وصل ما، از خود بریدن است ساحل بهانه ای ست، رفتن رسید...

#دختر#موهایش رادسته دسته می چیدو به #باد می سپردبه همان سان ...

من کاملا با کسایی ک میگن پیجای بی استفاده باید حذف بشن مخالف...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

پرسه در جنگل...همان شب...بعد از شام...ات از پشت میز بلند شد ...

🖤 پارت ۱۷ | حقیقتی که نباید می‌فهمیدمصدای قدم‌ها در ساختمان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط