{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چهار نفر بودند؛ اسمشان این‌ها بود:

چهار نفر بودند؛ اسمشان این‌ها بود:
همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.

کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می‌رساند، هرکسی می‌توانست این کار را بکند؛ ولی هیچ کس این کار را نکرد. یک کسی عصبانی شد چرا که این کار، کار همه کس بود؛ اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد. 

سرانجام داستان این طوری شد هرکسی، یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می‌توانست انجام بدهد!؟

❓حالا ما جزء کدامش هستیم؟
دیدگاه ها (۱)

یه وقتایی هست نه گریه کردن آرومت میکنه نه نفس عمیقنه یه لیوا...

#ایده

ما تهِ تمامِ دوست داشتن ها را رفته اییماینقدر نگویید این یکی...

من ولی بی تو جهانم خالیست ..... #رمضان_کریم🌙🌹🍃

‏✅ ‏سگ زرد:من کاری بسیار بزرگتر از آن چیزی که گفته بودم انجا...

آنتون خور نویسنده و مترجم که یکی از مترجمای کتاب Beyond the ...

من امیدوارم که خداوند به ما مرحمت کند و ما را بیدار کند، ما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط