{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم رمان در جستجوی چه چیزی

اسم رمان : در جستجوی چه چیزی ؟

پارت ۹

( از زبان راوی )

یه سوالی خیلی ذهنش رو درگیر کرده بود ، چون اگه یادتون باشه دروازه ای که باهاش به اینجا اومده بود هاله های مشکی و بنفش داشت اما این نه ، این یکی سفید و قرمز بود و همینش عجیب بود .
اما لیلی الان یه دروازه باز کرده بود ، برای همینم باید فرصت رو غنیمت میشمارد و سوال هاش رو میزاشت برای بعد .
.
( مکان : دنیای اصلی ، ساعت ۹ ، از زبان انیا )
.
لیلی ساعت پنج بهم پیام داده بود میره پیاده روی اما تا الان خبری ازش نشده .
نه زنگی ، نه پیامی ، هیچی .
انگار اب شده رفته تو زمین ، اون همیشه عادت داشت کارهایی که میکنه رو بهم بگه و هیچوقت بیخبرم نمی گذاشت .
نگرانش بودم ، درسته الان خستم و تازه از کلاس تقویتی ریاضی برگشتم و باید برم خونه اماااااا ، اگه بخام برم و به لیلی یه سری بزنم که چیزی نمیشه درسته ؟؟
راهم رو کج کردم و مسیر خونه لیلی رو در پیش گرفتم .
راهش از اینجا تقریبا ۱۵ دقیقه ای میشد اما انقدر کنجکاو شده بودم که چشم باز کردم دیدم دم در خونه اشم .
خب لیلی رفیق صمیمی ایم باشه و من بیام پشت در بمونم ؟
صد البته که کلید داشتم !
کلید هارو در اوردم و خواستم درو باز کنم که صدایی از پشت سرم شنیدم .
برگشتم و پشت سرمو نگاه کردم که ....

( از زبان راوی ، مکان : برج )

لیلی اماده بود ، میخواست که کلا از اینجا بره .
اون لحضه فقط میخواست به خونه برگرده .
جلو رفت و از دروازه عبور کرد ، اما چیزی رو دید که اصلا انتظارش رو نداشت !
انیا ؟ اون اینجا چکار میکرد ؟ ای بابا ، از اولشم میدونست نباید بهش کلید بده .
همینطور که این حرف هارو پیش خودش میزد ، انیا به معنای واقعی کلمه خشکش زده بود و سر جاش میخکوب شده بود .
هرچی نباشه اون الان داشت لیلی رو درحالی میدید که یه لوزی بزرگ سفید و قرمز پشت سرش قرار داره ، تازه وضعیت لیلی رو نگفتم براتون .
میتونیم برای توصیفش از موهای شلخته ، لباس های خاکی ، قیافه بی حال و خسته ، نفس نفس زدن و ..... شروع کنیم .
درحالی که این دوتا همینطور با تعجب به هم زل زده بودن ، یدفعه لیلی فکری به سرش زد .....


ادامه دارد .......

☆☆☆☆☆☆

برو تو کامنتا و نظرتو راجبش بگو 💫
دیدگاه ها (۰)

اسم رمان : در جستجوی چه چیزی ؟پارت ۸ ( از زبان راوی )لیلی سر...

پروفایل تغییر کرد ☆

رمان حسم به تو....

اسم رمان : هنوز انتخاب نشدهپارت ۵رفتم و روی صندلی نشستم ، ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط