{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا که آرَم رخ زیبای تو را در نظرم

تا که آرَم رخ زیبای تو را در نظرم
دیده را اشک فرا گیرد و سوزد جگرم

من نه این بودم و حالم نه چنین بود،ولی
این بلا از غم هجران تو آمد به سرم

در غمت غرقم و طوفان زده دنیای مرا
بس که می بارد از آن حادثه ، چشمان ترم

آرزویم همه این است که یک بار دگر
دست در دست تو بگذارم و آیی به برم

از شکرخند ، لبم باز شکر می طلبد
عاقبت می کند این وسوسه از ره به درم

ترک عشقت نکنم گرچه مرادم ندهی
تا که جان را نفسی هست تو را همسفرم

دلخوشم زانکه هر از گاه ، تو هم یاد منی
با چنین فاصله ، از حال دلت با خبرم

قلب ویران شده ام را به نگاهی بنواز
تا دگر هیچ کجا ، هیچ کجایش نبرم

🌹
دیدگاه ها (۰)

میدونم یه روز قناری میشکنه قفل قفس رو...

اللَّـهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدوآلِ مُحَمَّدوعجل فرجهم:یاحض...

دوباره آمدم از راه دور سمت حرمسلام حضرت آقا سلام بال و پرمجو...

‍🍁 🍁 #هلالی_جغتایی🌾 ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو رادشم...

گر چه با بودن تو حال نیامد جگرمولی از رفتن تو چند برابر پکرم...

ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو رادشمن جانی و از جان دوست ...

...تو می‌دانی، که من دل‌ داده‌ی عشق تو هستمبه‌هجرت غرق‌اشکم ...

گر چه با بودن تو حال نیامد جگرمولی از رفتن تو چند برابر پکرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط