{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم:میدانی که چند سال است دلم کنار تو به جا مانده؟

گفتم:میدانی که چند سال است دلم کنار تو به جا مانده؟
گفتا:این دل بی نام و نشان دل توست که خواب ندارد؟
گفتم:سوختن را ندیده ای که خنده بر روی لب داری
گفتا:سوختن که برای یار است، تو برای چه رنگ پریده ای؟
دیدگاه ها (۲)

کجایِ قصه نگفته ام دوستت دارم ؟؟بگذار فکر کنم ...هیچ کجا انگ...

*یکی را دوست دارم ولی افسوس او هرگز نمیداند نگاهش میکنم شاید...

هواخواهِ توام جانا و میدانم کہ میدانے♥ ♥

باخی بەھەشتم ، روخساری تۆیە چاوم تامــه زرۆی دیداری تۆیەیـاد...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

انگشت به لب مانده‌ام از قاعده عشق 😢ما یار ندیده تب معشوق کشی...

عاشقانه های شبنم

🍂🍁 دلم رنگ پریده تر از #خزانشکننده تر از ساقه ی خشکیده ی درخ...

┊  ┊  ┊  ┊┊  ┊  ┊  🦄┊  ┊  🕊┊  ✨🤩شهریوراین خاص ترین ماه سالان...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

این دستبند، ترند این روزهاست.آبی شیشه‌ای آسمان،سبز شیشه‌ای ب...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط