{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریم

از زمزمــــه دلتنگیم، از همهمــه بیزاریم
نه طاقت خاموشی، نه تاب سخن داریم

آوارپریشانیست ، رو سوی چه بگریزیم؟
هنگامه حیرانیست، خود رابه که بسپاریم؟

تشویش هزار"آیا"، وسواس هزار "اما"
کوریم و نمی‌بینیم ، ورنه همه بیماریم

دوران شکوه بـاغ از خاطرمان رفته‌ ست
امروزکه صف درصف خشکیده و بیباریم

دردا کــه هدر دادیم آن ذات گرامی را
تیغیم و نمی‌ بریم، ابریم و نمی‌ باریم

ما خویش ندانستیم بیداریمان از خواب
گفتند کــه بیدارید؟ گفتیم کـه بیداریم

من راه تــو را بسته، تـــو راه مرا بسته
امید رهایی نیست وقتی همه دیواریم
دیدگاه ها (۲)

گفتم که پر از عطر بهاری بانو❣ خب حرف بزن گاه گداری بانو❣ گفت...

. من با تو نگویم که تو پروانه من باشچون شمع بیا روشنی خانه م...

یادمون باشه در املای زندگی💕 💕 همیشه برای «محبــّت»تشدید بگذا...

وقتی کسی را عاشق خودت میکنی . . .در برابـــرش مسئولـــی . . ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط