{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاخه گلی که به تنهایی‌ام بو برده بود

شاخه گلی که به تنهایی‌ام بو برده بود

در فاصله‌ی بین دست‌هایمان خشکید

هیس،ساکت شو

قهوه‌ات را بخور و آرامش این شعر را به هم نزن

از سطر بعد به خانه بر می‌گردم 

سپس آرزو‌هایم را در صف اتوبوس جا می‌گذارم 

فردا روز جهانی خوشبختی است 

زنگ بزن وجوری که صدایت را نشناسم خداحافظی کن..
دیدگاه ها (۲)

#سِت

#سِت

[ گاهی خسته می شود .. ..]خسته از سرنگ های بی رحم همیشگیخسته ...

گـاهـی اوقـات . . .هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـت ِ هـم مـیـدنتـا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط