میگفت فقط یه دلیل منطقی بیارید که من باید حجاب داشته باش
میگفت فقط یه دلیل منطقی بیارید که من باید حجاب داشته باشم
گفتم...
در زمانهایی نهچندان دور، زن نیازی به تلاش برای جذب مرد نداشت.
مرد، خود بهدنبال او میدوید، چشمانتظار لحظهای که شاید سایهای از او را از پسِ پرده ببیند
زن، کمیاب بود و دستنیافتنی؛
▫️اما ورق برگشت...
زن، به نام آزادی، از خانه بیرون آمد...
بیآنکه بداند این آزادی، هدیهای نیست، بلکه بهایی دارد؛
بهایی که خود او باید بپردازد❗️
مرد، بیهیچ هزینهای، از حضور زن بهرهمند شد.
دیگر نیازی نبود که برای دیدن او ازدواج کند، دیگر انتظار و اشتیاقی در کار نبود.❗️
زن حالا در کوچه و خیابان، در محل کار، با لبخندهایی بیدریغ، با آستینهایی کوتاهتر، با لباسهایی باز و با مرزهایی نامرئیتر، بیآنکه بداند، خود را تباه ساخته ❗️
مرد، که روزگاری برای رسیدن به زن، باید از هفتخوان ازدواج میگذشت، حالا بیآنکه زحمتی بکشد، از وجود او بهرهمند میشد.
و حالا کافی بود مرد بی وجدان ، لبخندی بزند، حرفی از دوستی و عشق به میان آورد، و زن، که در این دنیای جدید، تنهاتر از همیشه است، دل به او بسپارد❗️
حالا دیگر مرد همهچیز را بدون تعهد، بدون هزینه، بدون مسئولیت به دست آورده است....
و اینگونه، مردی که روزی عاشقپیشه و خواهان بود، حالا بر تختِ تنوع و زیاده خواهی تکیه زده
اما حالا نقش ها عوض شده
زن است که حالا میدود، زن است که منتظر پیام و نگاه است، زن است که خود را تحقیر میکند، خود را تقدیم میکند، امید دارد که شاید مرد، از خوابِ اشباعشدهاش برخیزد و بگوید: «میخواهمت»‼️
اَللّٰهُمَّ عَجِّــل لِوَلِیِّــکَ الفَــرَج
🕊⃟🇮🇷 د╔════════════════╗
☫ @ ☫
╚════════════════╝
گفتم...
در زمانهایی نهچندان دور، زن نیازی به تلاش برای جذب مرد نداشت.
مرد، خود بهدنبال او میدوید، چشمانتظار لحظهای که شاید سایهای از او را از پسِ پرده ببیند
زن، کمیاب بود و دستنیافتنی؛
▫️اما ورق برگشت...
زن، به نام آزادی، از خانه بیرون آمد...
بیآنکه بداند این آزادی، هدیهای نیست، بلکه بهایی دارد؛
بهایی که خود او باید بپردازد❗️
مرد، بیهیچ هزینهای، از حضور زن بهرهمند شد.
دیگر نیازی نبود که برای دیدن او ازدواج کند، دیگر انتظار و اشتیاقی در کار نبود.❗️
زن حالا در کوچه و خیابان، در محل کار، با لبخندهایی بیدریغ، با آستینهایی کوتاهتر، با لباسهایی باز و با مرزهایی نامرئیتر، بیآنکه بداند، خود را تباه ساخته ❗️
مرد، که روزگاری برای رسیدن به زن، باید از هفتخوان ازدواج میگذشت، حالا بیآنکه زحمتی بکشد، از وجود او بهرهمند میشد.
و حالا کافی بود مرد بی وجدان ، لبخندی بزند، حرفی از دوستی و عشق به میان آورد، و زن، که در این دنیای جدید، تنهاتر از همیشه است، دل به او بسپارد❗️
حالا دیگر مرد همهچیز را بدون تعهد، بدون هزینه، بدون مسئولیت به دست آورده است....
و اینگونه، مردی که روزی عاشقپیشه و خواهان بود، حالا بر تختِ تنوع و زیاده خواهی تکیه زده
اما حالا نقش ها عوض شده
زن است که حالا میدود، زن است که منتظر پیام و نگاه است، زن است که خود را تحقیر میکند، خود را تقدیم میکند، امید دارد که شاید مرد، از خوابِ اشباعشدهاش برخیزد و بگوید: «میخواهمت»‼️
اَللّٰهُمَّ عَجِّــل لِوَلِیِّــکَ الفَــرَج
🕊⃟🇮🇷 د╔════════════════╗
☫ @ ☫
╚════════════════╝
- ۵۹۵
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط