سر خورده ام میان
سُر خورده ام میان
هزار راه ِتو درتوی ِ بی انتهای سکوت
سکوتی که نقطه ی عطف این روزهای نا امیدیست
وتلاقی جسورانه ی منطق با احساس
و حضور بی چون چرای عقایدی سرخ
که سبزی ایام را میگیرد و
مشتی لحظه های خاکستری بر درو دیوار زمان میپاشد
صبور باید بود
تا روشنایی خیره کننده ی رویاها
منتظر باید بود
هزار راه ِتو درتوی ِ بی انتهای سکوت
سکوتی که نقطه ی عطف این روزهای نا امیدیست
وتلاقی جسورانه ی منطق با احساس
و حضور بی چون چرای عقایدی سرخ
که سبزی ایام را میگیرد و
مشتی لحظه های خاکستری بر درو دیوار زمان میپاشد
صبور باید بود
تا روشنایی خیره کننده ی رویاها
منتظر باید بود
- ۵۰
- ۰۹ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط