بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت اول :
با غلط اندیشی، افترا، قضاوت و حکم نادرست، بعید است که تلخی هیچ چیزی نزد کسی شیرین شود!
ابتدا به خداوند سبحان افترا زده شده که احکام تلخی صادر نموده است و سپس پرسیده شده که این تلخی چگونه در کام کسی شیرین میشود؟! در حالی که ریشۀ احکام، علم و حکمت إلهی است و علم و حکمت برای عاقل، نه تنها تلخ نیست، بلکه بسیار شیرین است.
احکام إلهی، برای رشد انسان و رسیدنش به درجات و مقامات والا، عاقبت به خیری، قُرب به او و سعادت ابدی وضع و ابلاغ شده است که نزد هر عاقلی، شیرین است و نقطۀ مقابلش تلخ میباشد!
آیا این که در عرصۀ اعتقادات فرمود: إلهی جز من نیست، پس فقط مرابپرستید و بندگی کنید و غیر من را نپرستید و بندگی نکنید، تلخ است؟!یا حقیقتاً بندگی غیر از خدا،چه بندگی هوای نفس خود و دیگران باشد، چه بندگی طاغوتها و قدرت های مستکبر و ظالم زمان باشد، تلخ است؟!
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ - و پيش ازتو هيچ پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه به او وحى كرديم كه إلهی خدا و معبودی جز من نيست؛ پس مرا بپرستيد.(سوره انبیاء آیه 25)
آیا این که فرمود:دشمنان من وخودتان راسرپرستان و دوستان و رهبران خود قرار ندهید و آنها را برخود مسلط نکنید تلخ است؟! یا سر تعظیم و تسلیم مقابل هر شیطانی فرود آوردن تلخ است؟!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ - اى كسانى كه ايمان آوردهايد!دشمن من ودشمن خودتان را به سرپرستی و دوستى برمگيريد به طورى كه با آنها اظهار دوستى كنيد و حال آنكه قطعا به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند.(سوره ممتحنه بخشی از آیه 1)
آیا این که فرمود: شما را به بازی و هیچ و پوچ نیافریدم، لذا به سوی من برمیگردید وهر کسی به نتایج مواضع و اعمالش میرسد، تلخ است؟!
یا این که آدمی گمان نماید که از هیچ آمده و به هیچ میرود و در نهایت هیچ فرقی بین انسان عاقل و جاهل - دانا و نادان - عادل و ظالم - و متقی و مفسد، و انسان و حیوان وجود ندارد و همگی در آخر کار، خاک و هیچ میشوند، تلخ است؟! آیا با چنین نگاه و باوری، هیچ امیدی، هیچ آیندۀ مطلوبی و هیچ انگیزهای برای رشد و کمال باقی میماند؟! و آیا با چنین دیدگاهی، میتوان برای ارزش و ضد ارزش، اصالتی قائل شد، یا باید مانند اندیشههای کفار قدیم و نظریه پردازان جدید اومانیسم همه را اعتباری و بیاصالت دانست؟!(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت اول :
با غلط اندیشی، افترا، قضاوت و حکم نادرست، بعید است که تلخی هیچ چیزی نزد کسی شیرین شود!
ابتدا به خداوند سبحان افترا زده شده که احکام تلخی صادر نموده است و سپس پرسیده شده که این تلخی چگونه در کام کسی شیرین میشود؟! در حالی که ریشۀ احکام، علم و حکمت إلهی است و علم و حکمت برای عاقل، نه تنها تلخ نیست، بلکه بسیار شیرین است.
احکام إلهی، برای رشد انسان و رسیدنش به درجات و مقامات والا، عاقبت به خیری، قُرب به او و سعادت ابدی وضع و ابلاغ شده است که نزد هر عاقلی، شیرین است و نقطۀ مقابلش تلخ میباشد!
آیا این که در عرصۀ اعتقادات فرمود: إلهی جز من نیست، پس فقط مرابپرستید و بندگی کنید و غیر من را نپرستید و بندگی نکنید، تلخ است؟!یا حقیقتاً بندگی غیر از خدا،چه بندگی هوای نفس خود و دیگران باشد، چه بندگی طاغوتها و قدرت های مستکبر و ظالم زمان باشد، تلخ است؟!
وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ - و پيش ازتو هيچ پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه به او وحى كرديم كه إلهی خدا و معبودی جز من نيست؛ پس مرا بپرستيد.(سوره انبیاء آیه 25)
آیا این که فرمود:دشمنان من وخودتان راسرپرستان و دوستان و رهبران خود قرار ندهید و آنها را برخود مسلط نکنید تلخ است؟! یا سر تعظیم و تسلیم مقابل هر شیطانی فرود آوردن تلخ است؟!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ - اى كسانى كه ايمان آوردهايد!دشمن من ودشمن خودتان را به سرپرستی و دوستى برمگيريد به طورى كه با آنها اظهار دوستى كنيد و حال آنكه قطعا به آن حقيقت كه براى شما آمده كافرند.(سوره ممتحنه بخشی از آیه 1)
آیا این که فرمود: شما را به بازی و هیچ و پوچ نیافریدم، لذا به سوی من برمیگردید وهر کسی به نتایج مواضع و اعمالش میرسد، تلخ است؟!
یا این که آدمی گمان نماید که از هیچ آمده و به هیچ میرود و در نهایت هیچ فرقی بین انسان عاقل و جاهل - دانا و نادان - عادل و ظالم - و متقی و مفسد، و انسان و حیوان وجود ندارد و همگی در آخر کار، خاک و هیچ میشوند، تلخ است؟! آیا با چنین نگاه و باوری، هیچ امیدی، هیچ آیندۀ مطلوبی و هیچ انگیزهای برای رشد و کمال باقی میماند؟! و آیا با چنین دیدگاهی، میتوان برای ارزش و ضد ارزش، اصالتی قائل شد، یا باید مانند اندیشههای کفار قدیم و نظریه پردازان جدید اومانیسم همه را اعتباری و بیاصالت دانست؟!(ادامه دارد...)
- ۵۶
- ۲۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط