کاش خواب می شدی تا که قرصها تو را به چشم من بیاورند...
کاش خواب می شدی تا که قرصها تو را به چشم من بیاورند...
وقتی ازپیاده روعبورمیکنم
درنگاه شاعرانه ام
تمام عابران تومیشوند
توولی شبیه هیچ کس
توهیچ وقت شکل هیچ کس نبوده ای
کاش خواب میشدی
تاکه قرصهاتورابه چشم من بیاورند
توشبیه داستان آن پری
هیچ وقت خوب ازآب درنیامدی
توشبیه عکس کهنه پدربزرگ
هرچه زل زدم
ازمیان قاب درنیامدی....
محمدحسین نعمتی *
وقتی ازپیاده روعبورمیکنم
درنگاه شاعرانه ام
تمام عابران تومیشوند
توولی شبیه هیچ کس
توهیچ وقت شکل هیچ کس نبوده ای
کاش خواب میشدی
تاکه قرصهاتورابه چشم من بیاورند
توشبیه داستان آن پری
هیچ وقت خوب ازآب درنیامدی
توشبیه عکس کهنه پدربزرگ
هرچه زل زدم
ازمیان قاب درنیامدی....
محمدحسین نعمتی *
- ۲۲۹
- ۰۶ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط