{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بذار من بگم چطور به اینجا رسید... به این حد از درد و نبود

بذار من بگم چطور به اینجا رسید... به این حد از درد و نبودن...!
عزیز دلم...
هم جنس جانم...
شک نکن همیشه پای یک زن در میان است...
پای معشوقه دیگری!
همیشه اینطور هم نیست که خودش خواسته باشه ...
یا اغواگری خاصی هم کرده باشه... یا اصلا بودنت رو بدونه!
گاهی فقط با یه دلبری بی اختیار... یا رنگ چشمی که دست خودش نیست...
یا خواسته نخواسته های دیگرش دل میبره از مردت!
و مردت...
دیگه مرد تو نیست!
به همین راحتی!
به همین سادگی به سردی و دلبریدن میرسه!
نه...
نگو اینطور نیست!
جنس خودت رو مقایسه نکن با جنس مردت!
من و تو اگر عاشق باشیم طول میکشه دلبریدنمون!
سرد شدنمون!
روزها طول میکشه...
روزها گریه میکنیم...
روزها درد میکشیم...
تا نبودنش رو کمرنگ ترش کنیم!

من و تو اگر عاشق باشیم...
با یه چشم رنگی...
با یه لبخند ملیح تر...
با یه هیکل دلفریب تر دلمون نمیلرزه!
اما مردت چرا...
میلرزه دلش...
سردش میکنه کم کم...
شک نکن!
مگر نخوندی این همه داستان عاشقانه بی سرانجام رو؟

فرق ندارد چقدر نبودنش رو اشک بریزی..
نامه فدایت شوم بفرستی...
روزهای نبودنش رو بشماری...
هر تولدش کادو بگیری...
فرق نداره...
جنس اون با من و تو فرق داره! مردی که دلش لرزیده دیگه برگشتنی درکارش نیست!
مردها لجباز ترند در عشق!
شک نکن پشت هر رفتن مردی...
پای "زن دیگری" درمیونه!
شک نکن باید طاقت بیاری این روزهای بدون اون رو!
شک نکن به زن بودن و تنها موندنت!
پشت این رفتن پای کدوم زن در میونه؟
پای کدوم دلبری؟
دیدگاه ها (۱)

‌ هر صبح به زیبایی اندکم در آئینه می خندمو به این فکر میکنم ...

تمام شعرهای جهان لب های قرمز زنان را سروده اندراستش را بخواه...

برای قتل یک زن شلیک یک حرف کافیست جایی میان قلب این جمله ی د...

رادیو شاید زنی است منتظرکه دستان مردی تنها لا به لای موهایش ...

شمشیر سلطنتی پارت یک

ابراز کن.. نزار دیر بشهگاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این...

گاهی آدم از خودش تعجب می کنه ؛ از این که چطور با قلبی خسته ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط