{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان حامیم

رمان حامیم
پارت۱۴

یگانه: حامیم جانا کجاست؟

حامیم: چند روزه‌خونه خالم اینا بود فردا برمیگرده

فرید: بچه ها رسیدیم

باران: زنگ میزنم میگم بیاد پایین

دیانا: الو جانم باران؟

باران: بپر پایین

دیانا: اومدم

باران: الان میاد

دیانا: سلاااام

عسل: سلام دیانا خانومممم😂

حامیم: چه عجب شمارم دیدیم😂

دیانا: درگیر بودم این مدت😂

ادامه دارد..‌
دیدگاه ها (۰)

ماه شب تارم@haamim.h.n27

مرصییی

واااای دل من عاشق چشماته✨️

این حجم از محبت؟

[برادر ناتنی]part-۴نمی دونم چ مدت گذشت ولی وقتی چشمام رو باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط