{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سهراب سپهری

سهراب سپهری
نه تو میمانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم میگذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند لحظه ها عریانند به تن لحظه خود جامع اندوه نپوشان هرگز
دیدگاه ها (۱)

ﺍﮔﻪ ﺩﯾﺪﯼ ﮐﺴﯽ ﻏﯿﺮه ﻃﺒﯿﻌﯽ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﻭ ﻣﮑﺚ ﻣﯿﮑﻨﻪ ، ﺑﺪﻭﻥ ؛ " ﻧﺎ...

ساعت زندگیت رابه افق آدمهای ارزان قیمت کوک نکن !!!یا خواب می...

کاش هرگز زنگ تفریحی نبودجمع بودن بود و تفریقی نبودکاش می‌شد ...

از یک شمــعهزاران شمع می توانند روشنایی بگیرند،بدون این که ز...

دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم.. .

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتمهمه تن چشم شدم، خیره ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط