{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my godfather

my godfather
سوارا
چشمامو باز کردم رو میز کارم خوابم بردہ بود گردنم بدجور درد میکرد امروز کلی کار داشتم تقریبا نزدیک بہ ۱۳ تا مشتری بلند شدم وسایلامو جمع کردم روپوشم رو در اوردم اویزون کردم اومدم بیرون منشی ھان و منشی لیسون رفتہ بود منشی چوی و کانگ بودن من ھم تو مطب کار میکنم ھم بیمارستان ولش ساعت ۷:۲۳ دقیقہ بود خالم برا شام دعوت کردہ بود باز قرار بود اون دختر ھرزش رو ببینم شوھر خالم مھربون ترہ ولش چون بیمارستان بہ خونہ خالمینا نزدیکہ و ھم بہ خونہ خودم ماشین نمیارم من ی پسر خالہ دارم حتی اسمشم یادم نیست ولی وقتی بچہ بودیم صمیمی تر بودیم بعد فوت شوھر اول خالم یعنی تو سن ۱۵ سالگی پسر خالم ی سال بعدش با دایی چوییم رفت کانادا دیگہ ندیدمش من خونہ خالمم خیلی کم میرم تو راہ داشتم کیفمو درست میکردم حواسم نبودخوردم بہ ی نفر سرمو بلند کردم ی پسر قد بلند چش ابرو مشکی چند تا بادیگارد دورش بودن یا خدا چقدر خوشتیپہ ولش باید عذر خواھی کنم
خم شدم
ات:ببخشید آقا حواسم نبود بازم عذر می خوام
شوگا:مھم نیست حواست باش دفعہ بعد تو دیوار نری
ات:بلہ حق باش شماست عذر میخوام(لبخند ناز و دلبرانہ)
شوگا:ھومم

ادامہ دارد
دیدگاه ها (۰)

my godfatherپارت معرفی شین سوارا:اھل سئول ۲۶ سالہ دندان پزشک...

مامانی برگرد پیشمون😖

my black rose(رز سیاہ من )میتسو:تھیونگا ی سوال بپرسم?تھیونگ:...

my black rose(رز سیاہ من)میتسو: اوپا ی اھنگ بزارنیک:باشہ عزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط