{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیـــــــــدانم

نمیـــــــــدانم
ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺑﺎ من چه می کند

ﻓﻘﻂ ﻭقتی که نگَاﻫﻢ میکنی
ﭼﻨﺎن ﺩﻟﻢ ﺍﺯﺷیطنت نگاهت
می لرزد‌ که حس می کنم
ﭼﻘﺪﺭ ﺯیباﺳﺖ فداشدن
دیدگاه ها (۱)

من تـــــو را دوست دارمنه از روی تنهایی نه از روی نیــــاز ت...

ازکنارم رفتی و پژمرده چون گلها شدمهمنشین ِ درد وغم باکوهی از...

دنبال کسے باش کہ دنبال توباشداین گـونہ اگـرنیستبہ دنبــــال ...

دستم بڪَیرڪہ‌از غم ایام خستہ‌امنازم بڪشڪہ عاشقم و دلشڪستہ‌ام...

عشق در دنده آخرپارت : ۳۸ شب، مه غلیظی جاده کوهستانی خارج از ...

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟕𝟎همجا سکوت رو حکم کرده ...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپپارت ۵شروع :ته . یعنی چی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط