دنیا منظم بود آدم ریخت بر هم

دنیا منظم بود آدم ریخت بر هم
اما نه تا این حد ولی آرام و کم کم

در این حوالی جاده ها را مه گرفته
بگذر تو هم از جاده ی پر پیچ وپرخم

وقتی که فصل زندگی دائم همین است
هر روز بی شک می شود تکرار مبهم

اینگونه شاید می شوی تنهای تنها
تنها میان این همه انبوه آدم

ساعت حدود پنج بعد از ظهر جمعه
حس هوای شرجی و باران نم نم

از بس که توجذابی و نام آشنایی
با تو به هر جا می روم حتی جهنم

آینه ها ی روبرو گفتند باهم
تو مانده ای ما می رویم از یاد کم کم
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم شروع اول صبح با تلاوت قرآن...

☀️ به نام ایزد بخشاینــــده!سلاملحظه لحظه هاتون پر از مهربان...

🎥 سقوط پرچم امریکامعترضان آمریکایی با عرض معذرت از جناب صادق...

کودتا در آمریکا هم‌اکنون!🔹وضعیت خیابان های منتهی به گنگره آم...

🔸 عذرخواهی می‌کنمبنده در این شعر دارَم عذرخواهی می‌کنماز تو ...

دوپارتی اس\مات تهیونگپارت۲(اخر)ویو ا.ت... بردم تو اتاق دونفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط