{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگذرد

میگذرد
گاهی از غرورش

گاهی از کسی که سخت دوستش دارد
گاهی خودش را پنهان میکند
گاهی پشت لبخندهای ساختگی
اما
یک روز
بعد از یک اتفاق
گریه هایش تا همیشه بند می آید
تبدیل میشود به نگاهی سرد
"عاشق را میگویم"...
دیدگاه ها (۲)

میخواهم چشمانم را رویت ببندم اما همین که دیده بر هم میگذارمب...

با من ... از ماندن بگو ... رفتن تباهم می کندخوب می دانی...

بی توشب ؛ شب است !اما بخیر نیست...

همین الان یهویی..امیدوارم بیشتررر شه ..دعا کنید همگی لطفا .....

باد شکن پارت ۹خستگی هاروکا بیشتر میشود. چشم هایش ارام ارام گ...

پارت چهاردهمدروغ شیریناز گوشه چشمم متوجه تکانی از سمت مبل می...

چگونه عشق و همآغوشی راه خداشناسی بود مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط