{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا
به وصلِ خود دوایی کن دلِ دیوانه ی ما را
علاج دردِ مشتاقان، طبیب عام نشناسد
مگر لیلی کند درمان غم مجنونِ شیدا را
#سعدی
#اشعار_سعدی
#عاشقانه
#فرشت
#دوست_داشتنی
#ویسگون
دیدگاه ها (۴۳)

زندگی یعنی هزار بار شکست خوردنو هزار و یک بار، با دستی لرزان...

ما بعضی اوقاتشبیه پروانه ایی در مشت،#زیبا و بی پناه، محکوم ب...

باید روزی برسد که به هم بگوییم: «بسیار گریه کردیم، حالا بیا...

مشق کنوقتی عشق رازیبا بنویسیفرقی نمی کند که قلماز ساقه های ن...

علاج درد مشتاقان طَبیب عام نشناسد ؛مَگر لیلی کُند درمان غَم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط