{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استاد کیم

استاد کیم
ادامه پارت ۶۰

جلو آینه نشسته بود و اشک هایش جاری شدن مگه دختر ها چه گناهی کرده بودن که توسط خانواده ها اینجوری رفتار باهاش میشد درد فقد ماله دختر ها بود درست متوجه شدیم
مینو ... یون وو استاد تهیونگ هیچ وقت شما رو نمی بخشم فقد شما رو داشتم مخصوصا کیم تهیونگ تو عاشقتم و عاشقت میمونم در حالی که دشمنی
اشک از گوشه چشم اش سرازیر شد با لباس های بزرگ و تاج باشکوه دست گل سفید مینو خیلی زیبا شده بود...
یونهی : پاشو زود باش
مینو : چی
یونهی دست مینو را گرفت و از اتاق خارج شدن
مینو : کجا منو میبری
یونهی : هیچ حرفی نزن
از راه رو خارج شدن و یون وو را دید مینو اشک هایش سرازیر شدن یونهی دست مینو را گذاشت تو دست یون وو و این وسط یون وو با قدم های تند مینو را به سمته در حیاط پشتی میرفتن
مینو : مرتیکه کجا بودی ها .... زود باش بگو آره دیگه تو فقد سکوت میکنی مثل همیشه بزدلی
یون وو از در بیرون رفت و جلو تهیونگ رو دید
مینو : اووووو جمع ما جم بود گلمون کم
یون وو دست مینو را در دست تهیونگ گذاشت و صورت مینو را در دست هایش قاب کرد
یون وو : میدونم برادره خوبی برات نبودم ولی نمیزارم دست اونا بیافتی سیسترم خیلی دوست دارم
مینو اشک هایش را پاک کرد و هیچ حرفی نزد یون وو بوسی‌را رو پیشانی مینو گذاشت و به تهیونگ گفت تا بره
تهیونگ قدم های تندی سمته موتور اش برمیداشت
مینو: کجا میریم فرار میکنیم آره ولی دوباره ما رو پیدا می کنن
یهویی یاد یه چیزی اوفتاد
مینو : نه نه نباید برم
دست اش را از دست تهیونگ کشید و ایستادن
مینو : استاد کجا میریم نباید برمی نمی‌خواهم ترو تو خطر بندازم
تهیونگ : تو خطر نیستم بریم
دوباره راهی شدن ولی مینو باز هم ایستاد
مینو : ترو خدا نمی‌خواهم باهات بیام جونت در خطر میشه نمیتونم ببینم بهت آسیب برسونن
تهیونگ : اون وقت بهم آسیب میرسه وقتی ببینم تو ماله کسی دیگی شدی
مینو : چی
تهیونگ : اومیدوارم منظورم رو گرفته باشی خانم کوچولو
دوباره راهی شد به موتر رسیدن و تهیونگ سوار شد
مینو : چجوری سوار شم
تهیونگ : لباساتو جم کن زود باش دیگه ....
مینو لباس هایش‌را جم کرد و سوار موتر شد ....
______پایان فصل اول_______
@Yonjin953
برایه پارت اول فصل دوم شرط داره
۷۰ لایک ۱۰۰ کامنت
هیجان زده هستید برایه فصل دوم آره... پس لایک کنید و کامنت بزارید با کامنت های پرانرژی شما به بهترین شکل ادامه فیک رو میزارم به حرف جین هیونگ "فالورایه جذابم "
زود باشید شرط ها رو برسونید بوس به همیه شما بای تا وقتی شرط میرسه 🫀❤👋👋
دیدگاه ها (۱۲۵)

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت سی‌ودوم 𓆪 🖤🥀اسما با دیدن تصویر مادرش خشکش زد...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟔یونگی وارد اتاق شد.یونا خسته ...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

پارت ۱۷ «خواهش میکنم....هققق...یونگی آروم باش...هقق»نفس عمیق...

جنگل نفرین شده پارت ۲۷ ( فیلم هندی)

پارت ۱۲صدای خنده‌ی لینا و جین‌وو هنوز از طبقه پایین می‌اومد....

فیک تهیونگ درخواستی لحظه ی دیدار با تو ایدیتورم : @karlyk...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. p7نمی‌دونم چطور گذ...

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط