{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سخن از لبم بریده چه کنم

سخن از لبم بریده چه کنم
لبم از سخن گزیده چه کنم

قلم از دلم سخنها چو نوشت
به کنام غم خزیده چه کنم

چه بگویم از که گویم ز کجا
که خبر ز من بریده چه کنم

به هوای دل دویدم شب و روز
دلم از خودش رمیده چه کنم

اگر آسمان گریست بی گمان
که صدای دل شنیده چه کنم

دل اگر به کوه ها پناه برد
منزلی چنین گزیده چه کنم

تو بگو که با دلی چنین جزین
به سکوت آرمیده چه کنم
دیدگاه ها (۳)

قصد رفتن کرده ای اما پشیمان میشویعاشقی اما چرا از من تو پنه...

00:00در ساعات صفر عاشقیدلتنگی یعنی:یک شب دل ات بماند روی دست...

- چشمت را باز میکنی- میبینی سختترین ضربه ها را همان هایی زدن...

هر چه را با عشق پیدا می کنی گم می شوددل به روی هر کسی وا می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط