.

.
•#کاظمین . بغداد•
.
* زَهری اُفتاده بجانم که نمانَد اثرم** دست و پا میزنم و نیست کنارم پدرم*جِگرم پاره شُد، اَمّا به دِلِ تَشت نریخت*خواهری نیست مَرا  لَختِه  ببیند جِگرم *زَهر در آب  نمود  و آب  را  زَهرَم  کرد*روزه بودَم من و اِفطار به دِل زَد شَررَم *می کِشَم سینه و دِل را به زَمین میخَندد*فَرقی  انگار  ندارد  که  چه  آید  بِسَرَم*آب آوَرد  زَنی ،  یادِ  هِلال اُفتادم *کَربَلا  آن  به آن  میگُذَرَد  از نَظَرَم*خاکِ  این حُجره  کُجا و تَهِ  گودال کُجا*به تَنَم نِیزِه نَخُورده است وجُدانیست سَرَم*پِدَرَم بود ،  مَرا  بِینِ عَبا می پیچید*گرچِه پاشیده زِهم نیست تَنَم دورو بَرَم*
.
سعید خرازی
دیدگاه ها (۳)

یا ابوالفضل 😭🖤باز دور و بر ما معرکه برپا شده استیا سر قامت ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط