Why that night?
part۵
رفتمو سوار ماشین شدم که کوک یه لوکیشن برام فرستاد رفتم اونجا و وارد باشگاه دم که اومد سمتم
+_سلام
+بیا از اینطرف
_باشه
رفتیم پیش جیسو که گفت
*سلام
_سلام
*خب از امروز که تو اومدی گروه ۲نفره شد
_گروه تا چند نفر میشه مگه
*۴ نفر
_۲ نفر بهتره یا ۴ نفر
*۴ نفر ولی شما ۲ نفرین
_آها
*خب من براتون لباس آماده کردم
(لباساشون رو گذاشتم)
+باشه بده
*بگیرین
رفتم داخل یه اتاقک لباسم رو عوض کردم چقدر بهم میومد
اومدم بیرون پیش جیسو
*چقدر بهت میاد
_ممنون
کوک هم اومد
+چطوره
جیسو دستی روی سیکسپکای کوک کشید
*عالی
+(خنده)
*چه سیکسپکایی
+ا/ت چقدر بدن خوبی داری
_توهم
*خب بیاین بریم تمرین
کوک با یه پسری رفتنو مسابقه دادن کوک چقدر جذاب شده بود
کوک برد و اومد منم کم کم بوکس یاد گرفتم و با کوک تمرین میکردیم
برش زمانی به بعد کلاس:
از کوک خداحافظی کردم و رفتم پیش هه این
_سلام
~سلام
_هه این امروز رفتم کلاس بوکس
~چطور
_(همه چیز رو تعریف کرد)
~اوه که اینطور
_هه این در حالت عادی خیلیجذابه ولی وقتی بوکس کار میکنه دیگه اوف
~دقیقا
_پسر عمو منه دیگه
~هه هه هه(مثلا داره میخنده)
برش زمانی به صبح:
بلند شدن رفتم دستشویی و کارای مربوطه رو انجام دادم و یه لباس خوشگل پوشیدم یه آرایش ملایم کردمو سوار ماشین شدمو رسیدم شرکت
>سلام
_سلام
+منشی کیمممم
_اومدم
رفتم پیش کوک
_+سلام
+چطوری
_خوبم
+اینهارو بگیر و بده تسا
_باشه
یه سری پرونده رو از کوک گرفتمو دادم تسا
که گوشیم زنگ خورد
_سلام
؟سلام
_شما
؟خیلی خری یعنی منو نمیشناسی
_نه
؟من...
دیدگاه ها (۷)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.