بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودم

بلدم تکیه کنم باز به دیوار خودم
یا حصاری بکشم دور و بر غار خودم

بلدم آه به آه از تو بگویم هر بار
تا بسازم قفس از غصهء بسیار خودم

پیش پایت دو سه خط شعر نوشتم، حالا
متنفر شدم از تک تک اشعار خودم

شاعری خیره سرم من، که خودم می دانم
می زنم آخر سر، دست به انکار خودم

بی تو بیتابی هر خاطره ات یادم داد
تک و تنها بشوم، شانه و غم خوار خودم
دیدگاه ها (۳)

گاهی دلم ميگــــــيره ازسخناني كه در شـأنم نيست…گاه دلم ميگي...

فهمیده شدن امن ترین فروپاشی است...💔

یه وقتایی،تنها چیزی که بهش نیاز داری،فاصله گرفتن از آدم هاست...

حلقه ی دور انگشت کافی نیست...حصار باید دور قلب باشد...!در حص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط