به چشمام قسم خوردی؟
به چشمام قسم خوردی؟
_اره
پس منم...با چشمام به قلبت قسم میخورم...و قول میدم هیچوقت بهش شک نکنم!دوست دارم...
_دوست داشتنت بزرگترین ارزش،بزرگترین گناه و بزرگترین اشتباه زندگی منه!
_قسم میخورم.
_به چشام؟
_به چشات...
_اگه میخوای نفس کشیدن ازم بگیری یکی از اینارو ازم کم کن...بعدش ببین چجوری خاکستر میشم.
_همین امشب به پاکیه برفی که از نگاهت میباره به گرمی آتیشی که از قلبت شعله میکشه و به خیسی پلکات قسم میخورم که تا پای مرگ برای داشتنت میجنگم.
_چشمات خستس.
_قلبمو ندیدی!
_خودتو به چی فروختی؟
_روحمو به رنگت.
_اره نعناع تو قلب منی چیزی که هیچکس نیست.
_پروانه ی من...بالت رو شکستم دستم بشکنه
اون قرار بود برای من دویدن رو یاد بگیره
_درمان من...چشیدن لبای تو...
_خب... فرانسوی ها وقتی دلشون برای یکی تنگ میشه میگن تو ازم گم شدی!مثل این میمونه که یه تیک از وجودت گم شه.
اوژنی میخندی؟میخندی اوژنی؟
_مرد قصه گوی من دلش برام تنگ شده بود؟
_دلش برات مرده بود.!
-Désirée
{ @teakookvgg }
_اره
پس منم...با چشمام به قلبت قسم میخورم...و قول میدم هیچوقت بهش شک نکنم!دوست دارم...
_دوست داشتنت بزرگترین ارزش،بزرگترین گناه و بزرگترین اشتباه زندگی منه!
_قسم میخورم.
_به چشام؟
_به چشات...
_اگه میخوای نفس کشیدن ازم بگیری یکی از اینارو ازم کم کن...بعدش ببین چجوری خاکستر میشم.
_همین امشب به پاکیه برفی که از نگاهت میباره به گرمی آتیشی که از قلبت شعله میکشه و به خیسی پلکات قسم میخورم که تا پای مرگ برای داشتنت میجنگم.
_چشمات خستس.
_قلبمو ندیدی!
_خودتو به چی فروختی؟
_روحمو به رنگت.
_اره نعناع تو قلب منی چیزی که هیچکس نیست.
_پروانه ی من...بالت رو شکستم دستم بشکنه
اون قرار بود برای من دویدن رو یاد بگیره
_درمان من...چشیدن لبای تو...
_خب... فرانسوی ها وقتی دلشون برای یکی تنگ میشه میگن تو ازم گم شدی!مثل این میمونه که یه تیک از وجودت گم شه.
اوژنی میخندی؟میخندی اوژنی؟
_مرد قصه گوی من دلش برام تنگ شده بود؟
_دلش برات مرده بود.!
-Désirée
{ @teakookvgg }
- ۳.۹k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط