{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از پله های

.
از پله های
یک ساختمان بلند، بالا رفتم

حتی ،
فکر برگشت
خسته ام می کرد

تو چطور ..
چطور از این همه " دوست داشتن " برگشتی ‌!؟
دیدگاه ها (۱)

.به راه افتادن پاهایتخیابان پشت خیابان زیر ذره بین آفتاب سر ...

.فکر تو را از سرمبیرون آورده امدست هایش را گرفته امو با هم ...

.اندوه من سال هاست که مثل پرده ای قدیمی از یک سوی دنیا به سو...

.هر چند که از آینه بی رنگ تر استاز خاطر غنچه ها دلم تنگ تر ا...

"امن بودن"، یک پله و بلکه چند پله بالاتر از دوست داشتن، بیشت...

عزیز دلم پریشونم و به زیبایی تو فکر می کنم...دوست داشتم که ت...

خسته ام ! فکر می کردم با یه شب خوابیدن حل میشه ؛ ولی بیشتر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط