این سرمای سنگین چیز عجیبی نیست
این سرمای سنگین چیز عجیبی نیست
دیر یا زود روزی میرسد که
در بهاری ترین حا ل ممکن عاشق شوی
در گرمترین روز سال دل ببندی و
بعد ها یکروز بی خبر
دست هایش لبخندش
دلتنگ شدن های گاه و بیگاهش
زیر بهمن روزمرگی
دفن شود و آن لحظه
تنها کاری که میشود کرد لعنت کردن دنیاییست که
در آن هیچکس هیچ وسیله ای برای
گرم کردن دل آدمها نساخت ...
دیر یا زود روزی میرسد که
در بهاری ترین حا ل ممکن عاشق شوی
در گرمترین روز سال دل ببندی و
بعد ها یکروز بی خبر
دست هایش لبخندش
دلتنگ شدن های گاه و بیگاهش
زیر بهمن روزمرگی
دفن شود و آن لحظه
تنها کاری که میشود کرد لعنت کردن دنیاییست که
در آن هیچکس هیچ وسیله ای برای
گرم کردن دل آدمها نساخت ...
- ۷۸۰
- ۱۴ بهمن ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط