دروغ گفتی
دروغ گفتی
و جهان فرو نریخت،
اما
چیزی در من
برای همیشه ترک برداشت.
تو حقیقت را نکشتی،
فقط
آنقدر پنهانش کردی
که خودت هم
دیگر پیدایش نکردی.
لبخندت
پوششی بود
بر دهانی پر از انکار،
و من
باور کردم،
چون بلد نبودم
به دروغ
بیاعتماد باشم.
دروغهایت زیاد بودند
اما سکوت من
سنگینتر.
من با نگفتن سوختم،
تو با گفتن
دیوار ساختی.
روزی میرسد
که حرفهایت
به تو برمیگردند،
نه برای رسوا کردنت،
برای تنها کردنت.
آن روز
اگر راست هم بگویی،
کسی
دلش را
قرض صداقتت
نمیکند.
دروغ
راه کوتاه بود،
اما پایانش
بنبست تنهاییست.
و جهان فرو نریخت،
اما
چیزی در من
برای همیشه ترک برداشت.
تو حقیقت را نکشتی،
فقط
آنقدر پنهانش کردی
که خودت هم
دیگر پیدایش نکردی.
لبخندت
پوششی بود
بر دهانی پر از انکار،
و من
باور کردم،
چون بلد نبودم
به دروغ
بیاعتماد باشم.
دروغهایت زیاد بودند
اما سکوت من
سنگینتر.
من با نگفتن سوختم،
تو با گفتن
دیوار ساختی.
روزی میرسد
که حرفهایت
به تو برمیگردند،
نه برای رسوا کردنت،
برای تنها کردنت.
آن روز
اگر راست هم بگویی،
کسی
دلش را
قرض صداقتت
نمیکند.
دروغ
راه کوتاه بود،
اما پایانش
بنبست تنهاییست.
- ۳۶۰
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط