{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ame: My many years of lov

ame: My many years of lov
Part:②⑥
ویو میونگ
وقتی منو دیدن درو برام باز کردن
ولی یهو یه چی جلو دهنم اومدو سیاهی مطلق وقتی بیدار شدم داخل یه اتاق بودم یهو در باز شد یه مرد دختر کش اومد داخل صورتش با نقاب دیده نمیشود یهو نقابو براشت اون.... اون هانسعو بود

☆هانسعو من اینجا چیکار میکنم
×بی خیال میونگ خودتم خوب میدونی
☆با حرفت به بدنم لرزه افتاد معلومه چیکار میکنی ولم کن

ویو میونگ
پاشدم از روی تخت و جلو در زودم که دستشو دور کمرم حلقه کرد و انداختم روی تخت کوتشو دراورد و روم خیمه زد

☆هانسعو چیکار میکنی(لکنت)
×میخاستی باهام در نیوفتی بیب
☆هانسعو (بغض)
×ایش بیب چرا گریه میکنی
☆وولم کن(لکنت)
×باشه عزیزم ولی بد برات تموم میشه

ویو میونگ
داشت میرفت کع دستشو گرفتم

☆هانسعو چرا؟( بغض)
چرا اذیتم میکنی
×دختر واقعا نمیفهمی(پوزخند)
☆چیووو(داد و گریه)
دیدگاه ها (۸)

چه ناز شد منم موخام🥺🌸👆🏻قلب بالا قرنز نشه؟ ❤

درخواستی🎀👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ ❤

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ ❤

منم میخوام🥺🌸

شروعی دوباره پارت ۱۱.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط