{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. ابلیس را دید که با انواع

مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش در گذر است. کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس، این طنابها برای چیست؟

جواب داد: برای اسارت آدمیزاد.

طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان، طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند.

سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت: اینها را هم انسان های با ایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند.

مرد گفت: طناب من کدام است ؟

ابلیس گفت: اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو را به حساب دیگران می گذارم.

مرد قبول کرد.

ابلیس خنده کنان گفت: عجب، پس با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت!
دیدگاه ها (۴)

عروس جوانی به عنوان شام برای شوهر تازه دامادش، سوسیس درست می...

آورده اند روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زی...

همه درصف ایستاده بودند و به نوبت آرزوهایشان را می گفتند. بعض...

هنگامی که ناسا برنامه ریزی برای فرستادن فضانوردان به فضا را ...

اللهم عجل لولیک الفرج

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :لذا دربارۀ ولایت و سلطۀ شیط...

اربعین؛ تمرین جامعه‌سازیاربعین فقط یک اجتماع میلیونی نیست؛ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط