{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا‌آیینه‌رفتم‌که‌بگیرم‌خبراز‌خویش

تا‌آیینه‌رفتم‌که‌بگیرم‌خبراز‌خویش
دیدم‌که‌درآن‌آیینه‌ام‌جز‌تو‌کسی‌نیست♥️!
دیدگاه ها (۰)

یَا‌مُنَفِّسُ‌عَنِ‌الْمَکرُوبینای‌گشاینده‌اندوهِ‌دلگیران..💙☁...

بالایِ‌تخت‌یوسف‌کنعان‌نوشته‌اندهریوسفی‌که‌یوسف‌زهرا‌نمیشود.....

از خدا پرسیدند:عزیز‌ترین بندگان نزد توچه کسانی هستند؟!خداوند...

«خُذْ بِقَلْبِی إِلَى مَرَاشِدِی»خدایا!دلم را به جايى كه رست...

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویشدیدم‌ که در آن آینه‌ هم جز ...

رفتم رای صادر شده رو شعبه بگیرم منع تعقیب متحم دیدم که پرون...

ای کاش دوباره می توانستم تو را در آغوش خویش بگیرم جانا 🌿🫠🫂

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط