{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد ...

۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد ...
تا کتابمو باز کردم
گشنم شد
کلیه هام به کار افتاد
خوابم گرفت
حالت تهوع گرفتم
و....
فقط کم مونده بود سرطان بگیرم که ...
دیگه کتابمو بستم !
دیدگاه ها (۶)

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را...

بر روی سنگفرشهای کوچه که قدم میزنم همیشه با خود می اندیشم؛شا...

دوست دارم مرهم زخم دل شکسته ای باشم یا سایه سار مسافرخسته ای...

قورباغه با يه اردک ازدواج ميكنه ... اگه گفتي بچشون چي ميشه؟....

_____پارت⁷ نفرین کوچولو_____آن‌قدر در کوچه‌ها قدم زده بودم ک...

یک طرفداره ساده پارت اول ویو جونگ کوکبلاخره تونستم پولام جمع...

اجباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط