داداش دوستم یه روانیه

داداش دوستم یه روانیه


چه میشه کرد؟ کوک دیوانه شده بود
دختر هم حسابی ترسیده بود
اون توی حال خودش نبود و نمی‌دونست داره چیکار می‌کنه
جالبه نه؟
ممکنه داستان این دو عاشق اینجا تموم بشه ؟
با مردن دخترک به دست معشوقه خودش؟
در حال التماس کردن بود و با صدای بلند گریه میکرد
ا.ت: خواهش میکنم .... نکنننن (گریه شدید )
دختر ناگهان چشمش به در نیمه باز خورد
خواهر و به اصطلاح خانواده اش با پوزخند به او نگاه میکردند
گناه او چه بود ؟ به چه کسی آسیب زده که این حقشه
شاید توی یک دنیای دیگه ....
زندگی بهتر و خانواده ای بهتر .....
چه میشه کرد ؟
این هم سرنوشت دخترک بود
با ضربه آخر شلاق به خودش اومد
چشماش سیاهی میرفت
و آخرین چیزی که شنید حرف معشوقه زیبایش بود
کوک: ببرینش تو جنگل رهاش کنید
این حرف مانند خنجر به قلب دختر اصابت کرد
حق او این نبود .....
او با تمام توان آخرین تلاشش رو کرد و گفتن آخرین حرفش به خوابی نه چندان همیشگی رفت
ا.ت؛ دوستت دارم......(ضعیف)
کوک: ولی من ازت متنفرم دختره بی مصرف



فرد امتحان دارم و هیچی نخوندم
این پارتم بخاطر یه نفر گزاشتم
حمایت کنین تا پارت بعد هم بزارم
دیدگاه ها (۱۶)

اکانت جدیدم yura1389

سلام :))) دوباره برگشتم ویسگون ولی دیگه پارت نمیزارم ....

سلامی دوباره بعد مدت ها🤣🤣جدی درسمون خیلی سنگینه و فکر نکنم د...

استرس دارم استرسسسسسفردا مدرسه داریم 😭😭

𝚙𝚊𝚛𝚝19ویو کوک ده دقیقه بود دم در وایستاده بودم دیدم در فرعی ...

اولین مافیایی که منو بازی داد. پارت۲۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط