{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
زمانی از دست دادن
برایِ من فاجعه بود،
بعدها آنقدر از دست داده بودم
که به مرور یاد گرفتم؛
دیگر چیزی برای از دست دادن ندارم. 🖋 ️عباس معروفی
دیدگاه ها (۴)

.قسم به پرستو آن گاه که جفتش می میرد و تنها به اشیانه باز می...

.کاش وقتی حالمان خوش است همه چیز بی حرکت می ایستاد برای همیش...

.هزار آفتابِ خندان در خرامِ توستهزار ستاره‌ی گریاندر تمنای م...

.با سرانگشت ...همه ی نت های تنم را...می نوازی ...و من...می ر...

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴²روی تخت دراز کشیده...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۱۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط