{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک : ددی مافیایی من

فیک : ددی مافیایی من

پارت : ۵۸



نامجون : خب دیگه بچه ها بریم بخوابیم ؟


ته : اوهوم خوابم میاد ( مست )


جین : خب ته میخوای من بیام پیشت بخوابم ؟


یونگی : آره برو پیشش


هوپی : اینطور دیگه تنها نمیشه


ته : آره هیونگ بیا


جین : خب من میرم بخوابونمش


جین : شما ام برید بخوابید که فردا کلی کار داریم


اعضا : اوهوم


ته : هیونگ بریم


جین : آره بریم



جین ویو :


رفتم و ته رو بغل کردم که ببرمش اتاقش چون خودش تعادل نداشت ولی خیلی سنگین بود
اوفففف اشکال نداره
به زور بردمش داخله اتاقش و روی تخت خوابوندمش و خودمم رفتم کنارش دراز کشیدم که ته گفت


ته : هیونگ


جین : بله ؟


ته : به نظرت الان جیا حالش خوبه ؟


جین : چرا این برات مهمه ؟


ته : چون که دوستش دارم


جین : حتا بیشتر از خودت ؟


ته : اوهوم


ته : ولی اون ماله من نیست


جین : پس باید به دستش بیاری


ته : هیونگ به نظرت میتونم که به دستش بیارم ؟


جین : معلومه که میتونی داداش کوچولوی جذابم تو کسی هستی که همه دخترا برات سر و دست میشکنن


ته : آره هیونگ


ته : راست میگی



( تهیونگ اومد داخله بغلم و سرشو گذاشت روی سینم و گفت )


ته : بخوابیم هیونگ


جین :




هعیییییی هرموقع به این پارت فکر میکنم از خنده جر میخورم نمیدونم چرا 🗿💔
دیدگاه ها (۵)

فیک : ددی مافیایی من پارت : ۵۹( پرش زمانی به صبح) تهیونگ و...

فیک : ددی مافیایی من پارت : 60ته : این جین هیونگ بیشعور ب...

فیک : ددی مافیایی من پارت : ۵۷کوک ویو : همینطور داشتیم به...

فیک : ددی مافیایی من پارت : ۵۶جین : ته من مین هو نیستم من...

{𝐭𝐡𝐞 𝐞𝐧𝐝}ادامه پارت قبلی......+اوهوم قول میدم بعدشم پرید بغل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط