{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نظری کن که به جان آمدم از دلتنگی

نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی
گذری کن: که خیالی شدم از تنهایی

گفته بودی که:بیایم،چو به جان آیی تو
من به جان آمدم، اینک تو چرا می‌نایی؟
دیدگاه ها (۳)

با اینکه گرفتارِ به تحریمِ غمم بازجز عشقِ تو ،در کشورِ د...

گر از بند تو خود جویم جدائیز بند دل کجا یابم رهائی

وقتـــی نخـــواستنـتآروم بـکــش کـنـــــار...!غــــم انـگیــ...

گاهی هم سراغی بگیر از اولین آدم زندگی ات …شاید هنوز هم آخرین...

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

🇮🇷 بیعت سرخ عصا را از پدر برگیر و عزم نیل کن اینکتقاص خون او...

سناریو ساسونارو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط