گاهی از شوق وصالت فتنه برپا می کنم

گاهی از شوق وصالت فتنه برپا می کنم
گاه در وصف تو با یک واژه غوغا می کنم

عهد می بندم بمانم در کنارت تا ابد
آن دو چشم مهربانت را که معنا می کنم

خسته از رویای گیج وناتمام هر شبم
می نشینم با خودم یک گوشه نجوا می کنم

گاه وقتی خسته ام یا این که حالم خوب نیست
بی سبب از دیدن روی تو پروا می کنم

مثل کودک می دوم همراه با سوت قطار
در هوای یک سفر این پا وآن پا می کنم

روی کوپه می نشینم غرق یک رویای سبز
در خیالم با تو بودن را تماشا می کنم 🌴 ‌ ‌
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑨_بخش دوم_"دوست دارم سوروس"دوبا...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part⁴" توصیف در یک جمله:آغازِ یک صبحِ عاشقانه"...

Twenty three

خسته ام اما کمی با خود مدارا می کنممی نشینم گوشه ای خود را ت...

خسته ام اما کمی با خود مدارا می کنممی نشینم گوشه ای خود را ت...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آهسته غوغا...

💞💞💞💞💞💞💞💞اسم زیبای تو را روی دلم "ها" میکنمناگهان میبارم و آه...

بگذار با تو نجوا کنم و بدون آنکه سکوت ثانیه ها را بشکنم روی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط