{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ درکنج ِ لبانت

بَه بَه بِه تو و چاله ی ِ درکنج ِ لبانت
آن خط ِ لب و قرمزیه ِ دور ِ دهانت

من عاشق ِچشمان ِتوهستم گل ِنازم
حیران ِ رخ ِ ماه و دو ابروی ِکمانت

ای ناب ترین برگ ِ گل ِ باغ ِ بهارم
جانم بِه فدای همه ی ِ نام ونشانت

من شکر ِخدا می کنم از بودن ِبا تو
قربان دوچشمان ِقشنگ ومژهِ گانت

گل ها همه ازدیدن ِتو غرق ِخجالت
ایکاش که هرگز نرسد فصل ِخزانت

برخیز وبچشمان ِمن ِخسته نظر کن
شاید شود آرام دو چشم ِ نگرانت

هرگز ندهم تاری از آن موی ِتورا من
بر سیم و زر و ملکیت ِ هردو جهانت

احساس دلم را به تو ابراز نمودم
اکنون تو بگو با دل ِمن راز ِ نهانت

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۱)

ڪـــاش مـــی فـــهـمــیـــدی .... قـــهـر مــیـــڪــنــم تــ...

▫️هر آنڪس ... عاشق اسٺ از جان نٺرسد یقین از بند و ا...

ایکاش تـو بر من نظری داشته باشیاز کـوچـه ‌ی قلبم گذری داشته ...

در لحظه هاىِ تنهایى امخیالِ تو را مى بوسمدر لابه لاى سکوتمتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط