{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین رباعى خیام:

آخرین رباعى خیام:
گفتم که قلم رابه غزل بردارم
تا باز شود یک گرهى از کارم
گفتا که مگر تو هم غزل مى گویى
گفتم پ نه پ فقط رباعى دارم
دیدگاه ها (۱)

سلام صبح بخیر دوستان روز خوبی داشته باشید

زچشمت چشم آن دارم که از چشمت نیندازد/ به چشمانی که چشمانم به...

حواست هست خدا؟؟ هر وقت صدای شکستن خودمو شنیدم گفتم باشه منم ...

ﻣﻦ ﺁﻥ ﺍﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﻫﻤﺎن ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻪ ﮐﻨﻌﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﻣﺴﺎ...

تو را به زبان ساده شعر دوست دارم.به زبان عاشقانه فارسی به آن...

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

P²⁷The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

از چشمم هرگز نیفتد خنده ی گیرای توتا ابد من ساکنم در کوچه ی ...

رمان عشق مافیا پارت 8از زبان ا/تگفت : نمیدونم کاره کی بوده و...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط