از کنار هردختری که رد می شد

از کنار هردختری که رد می شد
یک تنه ی جانانه می زد و لذت می برد ...
- یک اصطکاک دوست داشتنی با هرکسی که در نظرش خوش تراش تر بود! -
یک آن دیدم مقابل من است
نفسم حبس شد
چادرم را کشیدم جلوتر و میخکوب سر جایم ایستادم
ببخشیدی گفت و خودش را کشید کنار ...
حالا دیگر چادرم را خیلی بیشتر دوست داشتم ...
خدایا ممنون بابت این سپرِ بلا
دیدگاه ها (۴)

زن بی حجابی از یک زن چـــــــــادری پرسید: چرا چــــــــــا...

چادرم گاهـــی کسی همراهیـَت نمی کند کسی تو را نمی فهمد کسی ...

قدم زدن زیر باران را دوست دارم! بارانِ چشم هایِ هرزه گرد را،...

اذان می گویند بلند شو مردِ من! می خواهم تمام قد بایستی قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط